المحقق الدواني

16

تهليليه ( فارسى )

انسان است كه آزاد و مسئول و بنابر اين موجودى اخلاقى آفريده شده و در واقع حق خلافت الهى او نيز به همين دليل است . « 1 » انسان اين خلافت را چگونه به انجام مىرساند ؟ دوانى با نقل قول از آيهء كريمهء « و من يؤت الحكمة فقد أوتي خيراً كثيراً » « 2 » مىگويد كه شاهراه وصول به اين پايگاه رفيع ، حكمت بالغه است . البته حكمت بالغه كه آميزهء هماهنگ نظر و عمل است ، با شعار سقراطى : علم همانا فضيلت است ، تفاوتى ذاتى دارد . علاقهء يونانيان به بيان اصول نظرى اخلاقيات بود . جنبهء عملى اخلاق با طبع و مزاج آنها يكسره بيگانه بود . حكمت بالغه را مىتوان از طريق بينش عقلانى و نيز شهود عرفانى به دست آورد . فيلسوف و عارف از راههاى متفاوت به يك هدف مىرسند . آنچه اولى « مىداند » دومى « مىبيند » . ميان يافته‌هاى اين دو هماهنگى كامل برقرار است . دوانى تحت تأثير آموزهء قرآنى اعتدال و نيز نظريه ارسطويى حد وسط ، بر آن است كه اعتدال و ميانه روى در تمام امور خيرساز است ، ولى اعتدال را با « عقل » و « حزم » چنان كه ارسطو مىپنداشت ، نمىتوان تعيين كرد ، تعيين كنندهء آن شريعت الهى است . عقل در نهايت مىتواند شكل و صورت اخلاق را تعيين كند ، محتواى اخلاق فقط از قانون الهى سرچشمه مىگيرد . از آنجا كه گام نهادن در راه اعتدال كارى صعب است ، دوانى آن را با پل صراط مقايسه مىكند ، پلى كه از مو باريكتر و از شمشير برنده‌تر است . كوشش و كشاكش اخلاقى بر پايهء اين پيش فرض مسلّم مبتنى است كه تمام خلقيّات ، چه فطرى و چه اكتسابى ، قابل اصلاح و تغييرند . آموزش انضباط و تنبيه منظم ، چنان كه تجربه نيز ثابت كرده است ، مىتواند انسانى

--> ( 1 ) اخلاق جلالى ، ص 24 ، نقل از تاريخ فلسفه در اسلام . ج 2 ، ص 417 . ( 2 ) قرآن ، 2 : 272 .